| X Close | ||
حضرت فاطمه عليهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش چند ماهي بيشتر زندگي نكرد در همان مدت كوتاه بقدري گريه كرد كه او را يكي از بكائين زياد گريه كنندگان شمردند هيچگاه خندان ديده نشد گريه هاي زهرا علل و عوامل متعددي داشت مهمترين چيزي كه روح حساس و غيور بانوي بزرگ اسلام متعددي داشت مهمترين چيزي كه روح حساس و غيور بانوي بزرگ اسلام را ناراحت مي ساخت اين بود كه مي ديد ملت جوان اسلام از مسير حقيقي و طريق مستقيم ديانت منحرف شده در راهي افتاده كه پراكندگي و بد بختي از نتايج حتمي آنست .
حضرت زهرا چون پيشرفت هاي سريع اسلام را ديده بود انتظار داشت كه به همان منوال پيشرفت كند و در مدت كوتاهي كفر و بت پرستي را از بين ببرد و دستگاه ظلم و بيداد گري را برچيند . ولي با پيش آمد غير مترقب غصب خلافت كاخ اميدش يك مرتبه درهم فروريخت .
روزي ام سلمه بر فاطمه عليها السلام وارد شد عرض كرد : اي دختر رسول خدا شب را چگونه صبح كردي ؟ فرمود با غم و اندوه گذراندم پدرم را از دست داده ام خلافت شوهرم غصب شده و بر خلافت دستور خدا و رسول امامت را از او گرفتند زيرا از علي عليه السلام كينه داشتند چون پدرانشان را درجنگ بدرو احد کشته بود .

علي (ع) مي فرمايد : فاطمه (س)روزي پيراهن پدرش را از من خواست . وقتي پيراهن را به او دادم بوئيد و بوسيد و گريست تا بيحال شد . وقني چنين پيراهن را از او مخفي نمودم .
روايت شده وقتي رسول خدا از دنيا رفت ، بلال مؤذن مخصوص آن حضرت ديگر اذان نگفت . روزي فاطمه پيغام فرستاد : آرزو دارم يک مرتبه ديگر بانگ مؤذن پدرم را بشنوم . بلال بر طبق دستور فاطمه شروع به اذان کرد . گفت : الله اکبر ، الله اکبر . فاطمه به ياد روزگار پدر افتاد ، نتوانست از گريه خود داري کند .
بيماري زهرا در حدود چهل روز طول کشيد ولي روز به روز حالش سخت تر مي شد و کسالتش شدت ميافت . يک روز به علي گفت : پسر عموي مهربان ، آثار وعلائم مرگ را در خودم مشاهده مي نمايم . گمان مي کنم عنقريب به پدرم ملحق گردم ، مي خواهم وصيت کنم . علي در کنار بستر فاطمه نشست و اطاق را خلوت کردند . فرمود : اي دختر پيغمبر به هر چه دلت مي خواهد وصيت کن ويقين داشته باش که به وصيت تو عمل خواهم کرد .
حضرت زهرا در اين مذاکره کوتاه برنامه دوران زندگي زناشويي خويش را درچند جمله مختصر خلاصه کرد : مقام صداقت و پاکدامني و اطاعت از شوهر را به ياد همسرش آورد . علي (ع) نيز از زحمات و موقعيت علمي و پرهيزکاري و صداقت و درستي همسر عزيزش تقدير کرد . مهر وعلاقه بي پايانش را نسبت به او ابراز داشت .
فاطمه به موضوعات زير وصيت نمود
1- اي پسر عمو ! مردها بدون زن نمي توانند زندگي کنند ، شما نيز ناچاريد زن بگيريد . خواهشمندم بعد از من ، با امامه دختر خواهرم ازدواج کن ، زيرا نسبت به اطفال من کهربان است .
2- فرزندانم يتيم مي شوند با آنان مدارا کن .
3- براي من تابوتي نهيه کن که در موقع حمل جنازه ، بدنم پيدا نباشد . و طرز ساختمانش چنين و چنان باشد .
4- مرا شبانه غسل بده و کفن کن و به خاک بسپار .
5- به هر يک از زنان رسول خدا دوازده وقيه بده .
6- به هريک از زنان بني هاشم دوازده وقيه بده .
7- به امامه دختر خواهرم نيز چيزي بده .
مجلسي در کتاب بحارالانوار از فضه کنيز زهرا و از کتاب روضة الواعظين و از ابن عباس روايت نموده که گفته اند زهرا بعد از پدر چهل روز زندگي کرد .
ودر همان کتاب به نقل از امام محمد باقر مي گويد: شش ماه بعد از وفات پدر زندگي کرد .
ابن شهر آشوب در مناقب قول به چهار ماه را حکايت کرده است .
امام محمد باقر مي فرمايند : نود و پنج روز بعد از مرگ پدر زندگي کرد .
مجلسي در بحار قول به دو ماه و هشت ماه و صد روز حکايت کرده وقولهاي ديگري که در اين باره آمده است .
قبر فاطمه
بعضي گفته اند در روضه رسول خدا مدفون است .
مجلسي از ابن بابويه نقل کرده که فرمود: نزد من به صحت رسيده که فاطمه را درخانه اش دفن کرده اند .
صاحب کشف الغمه مي نويسد : مشهور آنست که فاطمه را در بقيع دفن کردند .
ابن جوزي مي نويسد : بعضي گفته اند که زهرا در کنار خانه عقيل مدفون شده است .
در بين اين احتمالات احتمالات اوليه درست است.